به روز شده: 2 ساعت و 57 دقیقه قبل
کد مطلب: 51446
زمان انتشار: چهارشنبه 6 مرداد 1395 - 09:33:42

ملازهی: حمله به کابل زنگ خطری برای ایران است

ملازهی: حمله به کابل زنگ خطری برای ایران است
بیداری اسلامی  - یک کارشناس مسائل شبه قاره ابعاد پشت پرده حمله تروریستی داعش به کابل را بررسی کرده است.

زهره نوروزپور:

حمله تروریستی به شیعیان هزاره ای در کابل بازتاب فراوانی داشت. از یک سو حضور داعش در قلب افغانستان که مسئولان این کشور و افکار عمومی را بهت زده کرد. از سوی دیگر ناتوانی دولت در تأمین امنیت این کشور بار دیگر خشم افغان ها را برانگیخت. ملازهی،

 کارشناس شبه قاره معتقد است که این حمله ابعاد گسترده ای دارد: از یک سو ممکن است داعش اجرای طرح خراسان بزرگ را کلید زده باشد که شمال بخش های شرقی کشورمان می شود و از سویی ممکن است پاکستان پشت این حمله باشد، چرا که با توجه به حوادث کشمیر و با توجه مذاکرات صلح پاکستان، این کشور به شدت مستعد این مسئله است که داعش را جایگزین طالبان در افغانستان کند. مشروح گفتگوی خبرآنلاین با پیرمحمد ملازهی کارشناس آسیای میانه و شبه قاره را در ادامه می خوانید:

لطفا برای ما تشریح کنید که مطالبات شیعیان هزاره ای از دولت دقیقا چه بود و آنها برای چه مساله ای تجمع کرده بودند؟

قبل از اینکه دولت وحدت ملی شروع به کار کند، توافقی در حکومت آقای کرزی با ترکمنستان انجام شد به این منظور که برق ترکمنستان از طریق منطقه بامیان به افغانستان انتقال داده شود. این توافق صورت گرفت و مقدمات کار رسید به دوره ای که آقای کرزی رفت کنار و انتخابات برگزار شد و دولت وحد ملی با دخالت امریکا تشکیل شد.

با تشکیل دولت اشرف غنی بحثی که در ارتباط با این خط انتقال برق صورت گرفت این بود که این مسیر طولانی و هزینه آن بالا است و باید مسیر را تغییر داد. در هیات دولت تصویب شد که این خط از بدخشان یعنی شمال افغانستان و سالنگ به طرف کابل کشیده شود. در نتیجه منطقه هزاره جات (شیعیان) از این پروژه کنار گذاشته شد. این مساله وقتی اعلام شد تظاهراتی در بامیان صورت گرفت، این منطقه شیعه مذهب هستند و بحث این مطرح شد که چرا دولت این خط انتقال برق را تغییر داده است، بیشتر ذهنیت رفت به این طرف که اشرف غنی به عنوان یک پشتون، ترجیح می دهد که خط انتقال برق از مناطق تاجیک نشین به جای هزاره نشین عبور کند تا در آنجا مشکل برق را برای مردم حل کند. این امر سبب شد که تظاهرات آرام آرام داخل کابل کشیده شود. اخیرا هم اعلام شد که تعداد زیادی از مردم از شهر ها و مناطق مختلف افغانستان و هزاره ها در آنجا تحصن می کنند تا زمانی که تکلیف این خط انتقال برق را مشخص کنند.

آیا قصور دولت در ازای مطالبات مردم در این حمله تاثیر داشت؟

دولت با تظاهرات به دلیل مسائل امنیتی موافق نبود، افرادی که در این قضیه تصمیم گرفته بودند، خیلی جدی بودند چرا که از تداوم بحث ها دیدگاه هایی در بین هزاره ها به وجود آمد. یک دیدگاه خط فکری دولت را مشروط کرد بر اینکه دولت یک خط انتقال دیگر را مورد توجه قرار دهد و مساله برق را برای بامیان حل کند که دولت هم پذیرفت. در نتیجه در خود تظاهرکنندگان شکافی ایجاد شد که بخشی با دولت و طرح آن تمایل داشتند و از اعتراض و تظاهرات کنار کشیدند. به خصوص رهبران این گروهها که با دولت هم همکاری داشتند و بخش دیگری همچنان روی موضع خود پافشاری کردند.

دولت وقتی دید تظاهرات به قوت خود باقی است و راهی وجود ندارد، تدابیر امنیتی اتخاذ کرد، که متاسفانه خیلی به ضرر تظاهرکنندگان تمام شد. خیابان ها بسته شد تا از احتمال شورشی که ممکن است به طرف ادارات دولتی پیش بیاید، جلوگیری شود. بر همین اساس جاهای مختلف را سدبندی کردند و قتی که تظاهرات اغاز شد متاسفانه داعش و عوامل انتحاری ان وارد عمل شدند و این فاجعه را در کابل به وجود آوردند. آنها اعلام کردند که هدفشان شیعیان بوده  است که به نظر می رسد قصد آنها به راه انداختن جنگ شیعه و سنی در این منطقه است.

با توجه به اینکه مسولان این کشور به کرات مدعی بودند که داعش در افغانستان حضور ندارد، چگونه شد که داعش نه به یک منطقه معمولی بلکه به قلب افغانستان پایتخت این کشور نفوذ کرد؟

گروه تروریستی داعش در افغانستان بومی است. منظور افرادی است که از طالبان و افرادی که از گروه تحریک طالبان پاکستان و القاعده خارج شده اند، نسبت به سیاست های گروههای خودشان زاویه پیدا کرده اند و به داعش پیوسته اند. به این خاطر یک داعش بومی در افغانستان به وجود آمده است، اینکه تعداد اینها چقدر است، خیلی روشن نیست، اما نیروهای کیفی بالایی در اختیار دارند. با توجه به اینکه تعداد زیادی از کسانی که برای داعش در افغانستان عمل می کنند حتی غیر افغان هستند، ازبک، ایغور تاجیک، چچن ها و آسیای مرکزی، این ها یک نیروی کیفی خوبی هستند که در سوریه و عراق هم اموزش دیده اند، در جنگ شرکت کرده اند و برای سازماندهی در مناطق مختلف افغانستان مامور شده اند، بنابراین بحث اینکه داعش چه طور توانسته است به کابل نفوذ کند، برای آنها مشکل نیست، چرا که آنها بومی هستند و در کابل همین طور در ننگرهار، بدخشان و دیگر مناطق زندگی می کنند. بنابراین شناسایی آنها به عنوان اینکه از خارج آمده باشند امکان پذیر نیست برای اینکه بومی هستند،  کسی آنها را نمی شناسد. به رغم اینکه دولت سعی می کرد همیشه حضور داعش را انکار کند واقعیت این است که آنها حضور دارند و مشغول یارگیری و نیروهای کیفی را تا کنون جذب کرده است.

با توجه به بومی بودن داعش در افغانستان، این شایعه تا چه اندازه به واقعیت نزدیک می شود که حکمتیار هم با داعش بیعت کرده است؟

حزب اسلامی حکمتیار خیلی تلاش می کند که با دولت وارد مذاکره شود و یک راه مسالمت آمیز را دولت مرکزی انجام دهد که قبلا هم با شکست مواجه شد اما در حال حاضر مجددا در حال مذاکره هستند.

این درست است که اعلام شد حکمتیار به داعش پیوسته است، حتی سایت شهادت وابسته به گروه حزب اسلامی این بحث را مطرح کرد، ولی حقیقتا مستندات قوی به نشانه اینکه حزب اسلامی حکمتیار به داعش پیوسته باشد به دست نیامده است.  در این مورد تردید دارم چرا که حزب اسلامی در کابل به شکل رسمی است و در دولت هم وزیر دارد، دور از ذهن است که حکمتیار در این حمله دست داشته باشد و عامل این حرکت ها باشد چون دنبال مسائل دیگری هستند. بیشتر گروهایی که از تحریک طالبان پاکستان جدا شده اند این انگیزه را دارند که به داعش بپیوندد.

 نکته دیگری که در این جا ملموس است این است که داعش یک شبکه سلولی است. الزاما این طور نیست که داعش از مرکزیت خود کسی را مأمور کند که به کابل برود و این حمله را انجام دهد. آن سلولی که در افغانستان شکل گرفته است، خودش تشخیص داده است که در حال حاضر یک اجتماع شیعه به وجود آمده است که برای عملیات مناسب است، حدس من این است که آنها بدون وابستگی جدی به گروه مرکزیت یعنی با رهبری بغدادی، بیشتر به لحاظ فکری داعش را دنبال می کنند تا اینکه در تشکیلات سازمانی خود از مرکزیت دستور بگیرند.

در کل پیامد این انفجار را چه طور ارزیابی می کنید؟ در سه بحث دولت مرکزی، طالبان و کشور خودمان، تا چه اندازه این فرضیه قوی است که داعش از مرز شرقی ایران را تهدید کند؟

در ارتباط با قسمت اول سوال، نظرم این است که شکی نیست برای دولت وحدت ملی این یک شکست مهم و یک ضعف اساسی امنیتی است. با وجود اینکه در تدابیر شدید امنتیی این تظاهرات برگزار شد، داعش توانست که این عملیات را انجام دهد و فاجعه ای را به وجود بیاورد، این به هر حال برای دستگاه امنیتی افغان یک شکست امنیتی به حساب می آید.

اما از لحاظ اینکه حرکت داعش بتواند در ساختار دولت تغییری ایجاد کند به نظرم این طور نیست، دولت وحدت ملی به رغم مشکلی که با هزاره ها پیدا کرده است، همچنان سعی می کند که اوضاع را تحت کنترل داشته باشد و داعش را در این قضایا خیلی جدی نمی بیند. توجه بیشتر دولت به طرف طالبان و ادامه مذاکرات چهار جانبه و اخیرا شش جانبه با حضور روسیه و ایران است به این سمت هدایت خواهند کرد و متمرکز می شوند. راه حل نظامی به آن معنایی که با داعش بخواهند برخورد کنند وجود ندارد چون داعش معلوم نیست که کجای افغانستان است تا افرادشان را شناسایی کنند و ببینند چه کسانی هستند. به نظرم راه حل دیگری برای کابل وجود ندارد. البته که ضعف کابل برای پاسخ دادن به انتظارات هزاره ها هم یک مساله مهم است. دولت  می توانست این کار را کنترل کند، به هرحال این موضوعی بود که در دولت قبل تصویب شده بود شاید با یک مقدار هزینه بالاتر می توانست عملیات خط برق را در بامیان انجام دهد و مشکلی به وجود نیاید. این از دیدگاه دولت تاثیرات منفی خودش را دارد اما تا حدی نیست که تغییری درسیاست دولت ایجاد کند.

 اما در ارتباط با طالبان معتقدم  که طالبان و داعش به شکل جدی رقیب یکدیگر هستند. وقتی داعش توانسته در کابل عملیات انجام دهد معنی آن این است که تصمیم دارد طالبان را تجزیه کند و اعضای این گروه را به سمت خود بکشاند و با ائتلاف با داعش، آنها نقش پایین تر را بپذیرند. به نظرمی رسد در آینده بین طالبان و داعش درگیری مسلحانه بزرگی در برخی مناطق پیش خواهد آمد. در آینده طالبان، داعش را در مناطق کنترل خودش تحمل نخواهد کرد.

 اما در ارتباط با بخش سوم سوال، مسئله حساس تر است و دو مسئله در اینجا وجود دارد؛

یکی اینکه به هر حال داعش وقتی به افغانستان آمده است مساله خلافت شرقی را مطرح کرده است، تحت عنوان خراسان بزرگ، که در آن تردیدی نیست که خراسان بزرگ از آسیای مرکزی تا افغانستان، پاکستان، بخشی از هند، بنگلادش و بخشی از شرق ایران را شامل می شود. به لحاظ تاریخی خراسان بزرگ متشکل از نیشابور ایران و مناطق سنی نشین است که همگی را در بر می گیرد. اگر این نگاه داعش را در کنار یک مساله دیگر در نظربگیریم در می بابیم که داعش در سوریه و عراق تحت فشار است و دلیل شکست خودشان و از بین رفتن خلافت اسلامی را روسیه، ایران و حزب الله می داند.

به این خاطر این انگیزه را برای داعش تقویت کرده است که با ایران وارد چالش شود و سعی کند در ایران نفوذ پیدا کند. درعین حال یک ذهنیت تاریخی در گروه خلافت گرای داعش درباره ایران وجود دارد مبنی بر اینکه آنها معتقدند از زمان صفویه که ایران وارد دنیای اسلام شد، ایران با انتخاب مذهب شیعه، خاورمیانه را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم و به دو تکه جدا از هم تبدیل کرد و خود در وسط این دو منطقه قرار گرفت. داعش در حال حاضر معتقد است باید ایران را که وسط دو منطقه قرار گرفته، تکلیفش را یکسره کرد. به لحاظ تاریخی، ایدئولوژیک، انگیزه برای برخود با ایران به شدت قوی است.

یعنی معتقد هستید که داعش در حال نفوذ به ایران است؟

 در کنار تضاد شیعه و سنی که در منطقه شکل گرفته است و گفتمانی که بین ایران و عربستان به وجود آمده است، همه این مسائل این نگرانی را در ایران به وجود آورده است که داعش هم در آینده وارد کشورمان می شود و دست به عملیات انتحاری می زند. برخی اخبار و گزارشات از مقامات امنیتی ایران این فرضیه ها را قوی می کند که خطر نزدیک است.

سپاه پاسدارن ظاهرا تعدادی را دستگیر کرده اند که عضوی از داعش بوده اند، بنابراین بحث حضور داعش با توجه به انگیزه های قوی این گروه در خصوص کشورمان برای وارد شدن به ایران درست است. اما در طرف دیگر، این مساله هم وجود دارد که با این انگیزه قوی آیا می تواند به ایران نفوذ کند و عملیات گسترده انجام دهد؟ که این مهم خود جای بحث دارد. ایران از نظر امنیتی خیلی قدرتمند است، و این اجازه را نمی دهد که داعش پایگاه اجتماعی که در عراق و سوریه ایجاد کرده در ایران و در مناطق سنی نشین به وجود بیاورد. دولت ایران نگران است، ولی با یک سری تدابیر امنیتی و یک سری امکانات مردمی، زمینه هایی که داعش می تواند از انها استفاده کند و راه حلی برایش پیدا کند را ببندد، مانند فقر، تبعیض، بیکاری و... داعش در این زمینه ها می تواند نفوذ کند،  اگر جلوی این شکاف ها گرفته نشود شانسی برای نفوذ ندارد.

اگر حضور داعش در افغانستان بسیار جدی شود مانند سوریه و عراق، پاکستان در این مورد با افغانستان چه سیاستی در پیش می گیرد آیا شاهد صلحی تاریخی هستیم یا جنگ؟ در کل واکنش پاکستان به حضور داعش در افغانستان چیست؟

تردیدی در این زمینه وجود دارد، چرا که علی القاعده ظاهر امر این است وقتی خطر برای هر دو کشور مشترک است، اینها می توانند با هم به تفاهم برسند و در یک جبهه قرار بگیرند.

 واقعیتی که وجود دارد و در آن کمی تردید هم وجود دارد این است که داعش با استخبارات پاکستان به تفاهم برسد. به این معنا که هم در هند علیه هندوستان وارد عمل شود. در کشمیر نشانه های زیادی وجود دارد، عملیاتی که در حال حاضر در این بخش در جریان است زیر نظر گروه حزب المجاهدین است که با داعش پیوند خورده است و این تشکیلات با پاکستان مرتبط است. از طرفی، کسانی که از پشتون های پاکستان هستند و به داعش پیوسته اند در گذشته ارتباطاتی با دستگاه امنیتی پاکستان داشته اند.

تردیدی که در افغانستان به وجود آمده و من نمی دانم تا چه اندازه صحت دارد این است که دولت افغانستان معتقد است چون پاکستان به شدت از سوی آمریکا تحت فشار است برای اینکه طالبان را پای میز مذاکره بیاورد، این احتمال را به وجود آورده است که پاکستان مجبور شود طالبان را تشویق به مذاکره کند و یک نوع مصالحه بین طالبان و دولت مرکزی به وجود بیاید، مناطق پشتون را به طالبان واگذار کنند که یک حکومت محلی تشکیل دهند و ساختار قدرت در افغانستان تغییر کند  و تعدیل شود به نظامی فدرالی با قومیت مختلف و حکومت محلی و فقط در دولت مرکزی به شکل متوازنی شرکت کنند. اگر این مساله را در نظر بگیریم  به نظر می رسد در اهداف راهبردی پاکستان تغییری ایجاد نشده است بلکه آنها به دنبال نیروهای جایگزین هستند که داعش می تواند یکی از آنها باشد، البته پاکستان قویا این  مساله را رد می کند. آنها می گویند ما در خطر داعش هستیم که شاید درست باشد ولی در کل پاکستان در افغانستان سه هدف عمده دارد:

اول، هند در افغانستان نفوذ نکند، که ما برعکس این را شاهد هستیم و هند قدرت و نفوذ بالایی در این کشور دارد که به ضرر پاکستان است.

 دوم، دولتی در افغانستان حاکم باشد که با سیاست پاکستان هماهنگ باشد که این مساله هم محقق نشده است.

 سوم، اینکه افغانستان مسیر را برای تجارت پاکستان به سمت آسیای مرکزی باز کند.

 این سه هدف محقق نمی شوند و خیلی بعید است که پاکستان از سیاست خود در این منطقه به سود افغانستان یا آمریکا دست بردارد.

 شاید پاکستان این توان را داشته باشد که سیاست دو گانه قبلی را ادامه دهد یعنی از یک طرف طالبان را پای میز مذاکره بیاورد که حسن نیت خودشان را نشان دهند و از طرفی دیگر در پشت پرده از داعش یا هر گروهی که بتوان از آن برای تعدیل مواضع افغانستان به عنوان ابزار راهبردی استفاده کرد بهره ببرند چرا که با همین ابزار در هند و کشمیر در حال حاضر اهدافشان را پیش می برند.

کد مطلب: 51446
زمان انتشار: چهارشنبه 6 مرداد 1395 - 09:33:42
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 6-1