به روز شده: 12 ساعت و 47 دقیقه قبل
کد مطلب: 59815
زمان انتشار: دوشنبه 22 آبان 1396 - 17:46:37

برگی دیگر از سفاهت آل سعود

حقوق بشر  > جهان  - سید جعفر قناد باشی

جمله مشهور «دیکتاتورها از تاریخ عبرت نمی‌گیرند» ازآنجا حائز اعتبار است که اگر حاکمان مستبد، از شرح‌حال اقوام و پادشاهان ظالم گذشته درس می‌گرفتند، امروز دیگر اثری از دیکتاتورها نبود و شاهد حکومت‌های خودکامه نبودیم. تمثال عصر حاضر دیکتاتوری قرون‌وسطایی در منطقه، بدون هیچ تردیدی زمامداران سعودی هستند که نه‌تنها از تاریخ عبرت نمی‌گیرند، بلکه از حوادثی که باعث ضعف و نقصان آن‌ها می‌شود نیز متنبه نمی‌شوند. مجموعه این عوامل، روند نابودی آل سعود را با سرعت وصف‌ناپذیری تسهیل کرده و زمانی که اشتباهات متوالی آنان را در سال‌ها و ماه‌های اخیر بررسی ‌کنیم، پایانی جز فرو غلتیدن به گرداب نابودی را برای سردمداران این رژیم نمی‌توان متصور بود.
یکی از خطاهای آل‌سعود در روزهای اخیر،‌ تعریف یک ائتلاف جدید در برابر جبهه مردمی مقاومت اسلامی در لبنان است؛ نیرویی که هم در اوج اقتدار اجتماعی - سیاسی قرار دارد و هم بر قله‌ قدرت نظامی ایستاده است. حزب‌الله لبنان با تکیه‌بر آرمان فلسطین و مبارزه با صهیونیست‌ها، در امتداد مطالبه به‌حق صهیونیسم‌ستیزی ملت‌های اسلامی حرکت می‌کند، درحالی‌که سعودی و ارتجاع عرب، از یک‌سو، مجری توطئه‌های رژیم اشغالگر قدس است و از سوی دیگر، پادوی آمریکا و غرب به شمار می‌آید. حزب‌الله علناً از رژیم کودک کش صهیونیستی برائت می‌جوید و در عوض، سران ریاض و تل‌آویو،‌ نرد عشق می‌بازند و دیگر ابایی از آشکارسازی روابط خود ندارند.
حزب‌الله لبنان در چارچوب وظیفه دینی خود، از گروه‌های مظلوم و تحت‌فشار اعوان‌وانصار استکبار حمایت می‌کند و علناً اعلام کرده است که این سیاست، به معنای دخالت در امور دیگر کشورها نیست ولی عربستان سعودی، خود را پدرخوانده و همه‌کاره کشورهای عربی می‌داند و به خود اجازه می‌دهد که خارج از ساختار سیاسی تعریف‌شده، در امورات این کشورها دخالت کند. علاوه بر این، آل سعود‌ در پشتیبانی از تروریست‌های تکفیری سابقه‌ای طولانی و به آن‌ها نگاه ابزاری دارد؛ همچنان که «داعش»، «جندالشیطان»، «جبهه النصره» و بسیاری دیگر از این گروه‌ها از سازمان اطلاعات عربستان سعودی تغذیه می‌شوند.
عربستان به خیال خود، نقشه‌ای بی‌نقص را برای قبضه کردن لبنان و خارج کردن حزب‌الله از چرخه تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها ترتیب داد و گمان می‌کرد که در این مصاف، به‌طورقطع برنده خواهد بود. درصورتی‌که استعفانامه قرائت‌شده توسط «سعد حریری»، نخست‌وزیر بازداشت‌شده لبنان در عربستان، بی‌کم‌و‌کاست، رونوشتی از اظهارات «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و چکیده‌ای از لجن‌پراکنی‌های «ترامپ» و «عادل الجبیر» علیه حزب‌الله و ایران بود. طنز ماجرا اینجاست که سعودی‌ها در حالی مقاومت اسلامی را به تأثیرگذاری بر لبنان با تکیه‌بر سلاح متهم می‌کنند که نخست‌وزیر قانونی یک کشور را در مقابل چشم جهانیان بازداشت کرده و برای نیل به اغراض شوم سیاسی، او را وادار به استعفا کرده‌اند!
لازم به ذکر است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند که علت استعفای «سعد حریری»، برهم زدن انتخابات آتی لبنان به دلیل واهمه از نتایج آن به نفع حزب‌الله است. عربستان گمان می‌کند که با واردکردن لبنان به دالان خلأ سیاسی تا بهار آینده که موعد برگزاری انتخابات پارلمانی است، می‌تواند شرایط را ملتهب و به سمت فاز امنیتی سوق دهد تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. این در حالی است که «سیدحسن نصرالله» در سخنرانی اخیر خود، با درک آنچه در پس پرده در حال وقوع است، نه نخست‌وزیر، بلکه عربستان را عامل اصلی شرایط موجود اعلام کرد و با هوشیاری، از التهابی که عربستان به دنبال آن بود، دوری نمود. این رویکرد حزب‌الله ضمن اینکه تله ریاض را برای به آشوب کشاندن لبنان خنثی کرد، به اعتبار و وجاهت شخص «سید حسن نصرالله» و سازمان جهادی تحت امر او افزود.
از طرفی، مداخله‌ای که سردمداران متوهم سعودی از سر نخوت و تکبر در عربستان صورت دادند، اولین نمونه در طول سلطنت خاندان آل سعود نیست و یقیناً آخرین آن‌هم نخواهد بود. نظیر همین دخالت آشکار سعودی‌ها در کشورهای عربی و بی‌ثبات کردن منطقه را می‌توان در آنچه در یمن روی‌داده است، مشاهده نمود. این سران عربستان بودند که «عبدربه منصور هادی»، رئیس‌جمهور سابق یمن را مجبور به استعفا کردند تا با متشنج کردن اوضاع یمن، به اهداف خود از طریق حمله نظامی برسند؛ اما نه‌تنها این‌گونه نشد، بلکه نیروهای مردمی انصارالله و ارتش این کشور در برهه کنونی به یک تهدید و چالش بزرگ علیه عربستان تبدیل‌شده‌اند و قلب ریاض را آماج موشک‌‌های خود قرار داده‌اند. ضمن اینکه  پس از کنار رفتن «منصور هادی» با اشاره سعودی‌ها، سرفصلی جدید در مردم‌سالاری در یمن گشوده شد و شورای عالی سیاسی مبتنی بر آراء عمومی روی کار آمد.  در لبنان نیز به دلیل کارشکنی عربستان، حدود دو سال و نیم پیش از انتخاب «میشل عون» به ریاست جمهوری، این کشور فاقد دولت بود ولی به‌سرعت نسبت به ترمیم ساختار سیاسی و حفظ ثبات خود اقدام کرد. پایین کشیدن «سعد حریری» از اریکه قدرت برخلاف آنچه عربستان می‌اندیشد، حتماً به نتایج بهتری در عرصه سیاسی لبنان منجر خواهد شد و سبب می‌شود که مردم، عناصری را راهی پارلمان کنند که به پدرجد تروریست‌ها و هر عامل مخرب خارجی دیگری وابسته نباشد.  اگر صاحب‌منصبان عربستان، کمترین درکی از شرایط موجود داشتند، به‌هیچ‌عنوان وارد یک ورطه دیگر نمی‌شدند. هیئت حاکمه سعودی، با فتنه‌افروزی در لبنان، دقیقاً در حال تکرار همان غلطی است که بیش از دو سال پیش در یمن صورت دادند. این در حالی است که تفاوت یمن با لبنان این است که معرکه یمن، تمام قوای بالقوه انصارالله و ارتش این کشور را بالفعل کرد و آن‌ها را از حالت تدافعی به فاز تهاجمی منتقل کرد ولی در لبنان، استعداد نظامی و سیاسی حزب‌الله لبنان در مواجهه با دشمن صهیونیستی و پیاده‌نظام آن‌ها در داخل، به اوج خود رسیده و مقاومت اسلامی با تدابیر هوشمندانه دبیر کل حزب‌الله، فرسنگ‌ها جلوتر از عربستان سعودی قرار دارد. حزب‌الله دست «محمد بن سلمان» و تیم او را خوانده و نه‌تنها در پازل عربستان بازی نمی‌کند، بلکه تهدید موجود را با بهترین شیوه به فرصت تبدیل کرده است.  درحالی‌که عربستان گمان نمی‌کرد با اعلام استعفای «سعد حریری»، شرایط به ضرر حز‌ب‌الله تغییر نکند، سیلی دیگری نیز دریافت کرد و آن اینکه،‌ موجی از اعتراضات در افکار عمومی لبنان علیه ریاض به راه افتاده و حتی طرفداران عربستان ‌هم لب به انتقاد گشوده‌اند. افزون بر این، رئیس‌جمهور لبنان نیز تهدید کرده که چنانچه آل سعود در موعد مقرر، نخست‌وزیر را آزاد نکند، به شورای امنیت سازمان ملل شکایت خواهد کرد. در نهایت اینکه حزب‌الله امروز قوی‌تر، پخته‌تر و  چابک‌تر از دیروز است و عربستان در ماراتن نفوذ و اثرگذاری با حزب‌الله همیشه مقتدر، شکست سختی خورده است.
پادشاه و ولیعهد سعودی هم در داخل، شطرنج سیاست را باخته‌اند و هم در سیاست خارجی، متحمل ضربات سنگینی شده‌اند. بگیروببندهای «محمد بن سلمان»، شکنجه‌ها و ترور شاهزاده‌های سعودی، ارکان قدرت آل سعود را به‌شدت سست کرده و از سوی دیگر، شتاب‌زدگی در خرید تسلیحات فراوان از آمریکا، هم‌راستا شدن با صهیونیست‌ها و باخت سنگین در منطقه، بر پیچیدگی کلاف سردرگم سیاست خارجی عربستان افزوده است. ازاین‌رو، باید نتیجه گرفت که مهم‌ترین نتیجه مداخله اخیر عربستان در لبنان این بود که اتحاد میان عراق، سوریه، یمن و لبنان را مستحکم‌تر کرد و برگ دیگری بر جهالت و سفاهت آل‌سعود افزود.

منبع: حمایت

کد مطلب: 59815
زمان انتشار: دوشنبه 22 آبان 1396 - 17:46:37
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 9-2

دیگر مطالب