به روز شده: 9 ساعت و 21 دقیقه قبل
کد مطلب: 61708
زمان انتشار: سه شنبه 12 دی 1396 - 09:27:50

هشدار گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره فقر شدید در آمریکا

هشدار گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره فقر شدید در آمریکا
پایش  - گزارشگر ویژه فقر سازمان ملل با سفر دو هفته ای به آمریکا وضعیت فقر در چند شهر و ایالت این کشور را بررسی و تشریح کرد.

به گزارش مرکز پایش ستاد حقوق بشر، فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه فقر سازمان ملل با سفر دو هفته ای به آمریکا از تاریخ یکم تا  15 دسامبر 2017، به بررسی وضعیت فقر در چند شهر و ایالت این کشور پرداخت.

وی گزارش اولیه سفر خود را در پایان این سفر در 15 دسامبر منتشر نمود و در آن نسبت به وضعیت شدید فقر در این کشور انتقاد نمود.

آلستون در این بازدید به بررسی مسئله فقر در آمریکا از زاویه های مختلف از جمله تبعیض جنسیتی و نژادی تا کودکانی که در فقر به دنیا می آیند و رنج های مردمی که توانایی دسترسی به اساسی ترین نیازهای خود را ندارند، پرداخته است.

اهم موارد مطرح در این گزارش به شرح زیر است؛

 مقدمه
سفر گزارشگر ویژه به دعوت دولت فدرال و با هدف بررسی وضعیت حقوق بشر در آمریکا با توجه به وجود فقر شدید در این کشور انجام شد. در این بازدید دو هفته ای، از ایالت های کالیفرنیا، آلباما، جورجیا، پورتوریکو، ویرجینیا و واشنگتن، با مقامات ارشد و مقامات دولت فدرال، کارشناسان، شهروندان گروه های مختلف و تعداد بسیاری از افراد بی خانمان و فقیر دیدار و صحبت شد.

این دیدارها، همزمان با تغییر سیاست های آمریکا در رابطه با نابرابری و فقر شدید در این کشور همراه بود. طرح پیشنهادی مالیاتی آمریکا، این کشور را به یکی از جوامع با بالاترین میزان اختلاف طبقاتی تبدیل خواهد نمود و نابرابری مالی و درآمدی موجود در کشور بین ثروتمندان (1%) و بی بضاعتان (50%) را به میزان قابل توجهی افزایش خواهد داد. کاهش شدید در ارائه خدمات رفاهی، که رئیس جمهور آن را پیش بینی و دولت شروع به اجرای آن کرده است، اساسا فضای امنیتی شهروندان را که از قبل نیز آسیب دیده بود، متزلزل تر می کند.

با وجود اینکه آمریکا یکی از ثروتمندترین، پیشرفته ترین و قدرتمندترین کشورهای جهان است، نه ثروت، نه قدرت و نه فناوری آن به بهبود وضعیت فقر در 40 میلیون نفر از جمعیت مردم این کشور کمکی نمی کند. در این بازدیدها، عده کثیری از مردم در خیابان های لس آنجلس به سختی زندگی خود را می گذراندند و در سان فرانسیسکو نیز پلیس افراد بی خانمان و کارتن خواب در خیابان ها را مجبور به ترک آن محل می کرد، در حالیکه جوابی برای این که این افراد کجا می توانند ساکن شوند، نداشت. هم چنین هزاران نفر از مردم فقیر، پیوسته اخطار تخلف و شکست قانون دریافت می کنند، که به نظر می رسد این اخطارها عمدا و به منظور جریمه و زندانی کردن آن ها طراحی شده است.

درخصوص امر سلامت نیز در برخی مناطق که دولت موضوع بهداشت آن مناطق را از دایره وظایف خود خارج دانسته و از ارائه تجهیزات نظافت شهرداری برای آن ها خودداری می کرد، حیاط منازل آلوده به فاضلاب شهری بوده و هیچگونه اقدامی از جانب دولت صورت نگرفته بود. بسیاری از بزرگسالان بدلیل عدم وجود خدمات سلامت دهان و دندان برای افراد فقیر، همه دندان های خود را از دست داده بودند. آمار بسیار بالای مرگ و میر و از بین رفتن بنیان خانواده ها و جامعه به دلیل تجویزهای نادرست و اعتیاد به انواع موادمخدر، از دیگر موارد تاسف بار مشاهده شده در این بازدید بود. همچنین افرادی در جنوب پورتوریکو در منطقه ای در مجاورت با کوهی محافظت نشده از خاکستر ذغال سنگ که منجر به بروز بیماری و ناتوانی و یا حتی مرگ ساکنین آن منطقه می شد، زندگی می کردند.

در مکالمات بین گزارشگر ویژه و مردم در ایالت های مختلف، از او مکررا در رابطه با قیاس آمریکا با سایر کشورها سوالاتی پرسیده می شد.

اگرچه این قیاس ها هیچگاه خالی از عیب نیستند، ولی نکات ذیل تصویری نسبتا واضح از تضاد بین ثروت، ظرفیت نوآوری، آیین های کاری آمریکا، و نتایج اجتماعی موجود نشان می دهد:

  •   اگرچه در زمینه هزینه های مراقبت بهداشتی در دولت آمریکا، این کشور از سایر کشورها جلوتر است، اما از نظر تعداد کادر پزشکی و تخت های موجود در بیمارستان ها، در جایگاهی پایین تر از میانگین آمار سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) قرار دارد؛
  •   نرخ مرگ و میر نوزادان در طول سال 2013 در آمریکا، بالاترین نرخ در بین کشورهای توسعه یافته گزارش شده است؛
  •   میزان امید به زندگی و برخورداری از زندگی سالم در شهروندان آمریکایی در مقایسه با شهروندان سایر دموکراسی های غنی مثل آمریکا، بسیار پایین تر بوده و فاصله بین سطح سلامت در آمریکا و کشورهای هم رده روز به روز افزایش می یابد؛
  •  سطح نابرابری در آمریکا بسیار بالاتر از کشورهای اروپایی است؛
  •  میزان بیماری های گرمسیری نادیده گرفته شده در آمریکا رو به افزایش است. به طور مثال، در حال حاضر تعداد 12 میلیون آمریکایی مبتلا به عفونت انگلی تخمین زده شده اند؛
  •   در زمینه دسترسی به آب آشامیدنی و بهداشت، آمریکا مقام 36 در جهان را دارد؛
  •   آمریکا با نرخی 5 برابر میانگین سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) ، بالاترین آمار زندانیان در جهان را داراست؛
  •   آمار فقر در جوانان آمریکایی در OECD، بالاترین میزان است؛
  •   مرکز نابرابری و فقر استنفورد که ثروتمندترین کشورها را از نظر بازار کار، فقر، نابرابری مالی و پویایی اقتصادی رده بندی می کند، آمریکا را در رده دهم بین 10 کشور برتر، و رده هجدهم بین 21 کشور برتر قرار داده است؛
  •  در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD)، در بین 37 کشور، آمریکا از نظر فقر و نابرابری در جایگاه 35 قرار دارد؛
  •  بر اساس اطلاعات به دست آمده از پایگاه داده های نابرابری درآمد جهانی، آمریکا دارای بالاترین نرخ جینی (اندازه گیری نابرابری) در میان تمام کشورهای غربی است؛
  •  مرکز فقر و نابرابری استنفورد، آمریکا را به عنوان "عضوی شاخص در کشورهای دارای فقر کودکان" توصیف می کند. نرخ فقر کودکان آمریکا در میان شش کشور ثروتمند جهان (کانادا، انگلیس، ایرلند، سوئد و نروژ)، بالاترین است؛
  •  در انتخابات ریاست جمهوری 2016، حدود 55.7 درصد از واجدین شرایط در رای گیری شرکت کردند. در مقایسه با میانگین 75 درصدی رای دهندگان در OECD، آمریکا رتبه 28 را در این سازمان دارد.
  •  توجه به ابعاد حقوق بشر در آمریکا

علیرغم انجام برخی اقدامات درخصوص تعدادی از معاهدات حقوق بشری مانند کنوانسیون رفع انواع تبعیض نژادی که آمریکا آن را تصویب کرده و اعلامیه جهانی حقوق بشر که این کشور مدتها بر ضرورت رعایت آن توسط همه کشورها تاکید کرده است، دولت های پیاپی در آمریکا، شامل دولت کنونی، حقوق اقتصادی و اجتماعی مردم را جزء موارد حقوق بشر نمی دانند. این در حالیست که به گفته آلستون، انکار این موضوع، این مسئولیت را از دوش دولت بر نمی دارد.

قوانین بین المللی حقوق بشر، حق تحصیلات، خدمات درمان و سلامت، حمایت اجتماعی از نیازمندان، و حق داشتن استانداردهای کافی زندگی را به رسمیت می شناسند. این در حالیست که آمریکا، تنها کشور در میان همه کشورهای توسعه یافته است که علی رغم تاکید بر اهمیت ویژه حقوق بشر، آن را شامل حقوقی که از مردم در برابر گرسنگی، عدم دسترسی به مراقبت های درمانی، و زندگی در محرومیت محض حمایت می کنند، نمی داند. از آن جا که آمریکا تنها کشوری است که حقوق اقتصادی و اجتماعی را جزء حقوق بشر در نظر نمی گیرد، تاکید ویژه این گزارش بر روی آن دسته از حقوق شهروندی و سیاسی منعکس شده در لایحه حقوق بشر آمریکا و در میثاق بین المللی حقوق شهروندی و سیاسی مصوب آمریکا می باشد.

اقشار درگیر در فقر در آمریکا
حقیقت موجود در آمریکا این است که بسیاری از ثروتمندترین شهروندان، به اندازه دیگران مالیات نمی پردازند. آن ها اکثر ثروت خود را در خارج از کشور سرمایه گذاری و ذخیره کرده و بیشتر از طریق زمین خواری و احتکار کسب درآمد می کنند. کلیشه های نژادپرستی در آمریکا چندان مخفی نیست، افراد فقیر اکثرا از نژادهای غیر سفیدپوست، نظیر مهاجران اسپانیایی و سیاه پوستان هستند.

برخی سیاستمدارانی که آلستون با آنها مصاحبه داشت، نمونه ای از کلاهبردارانی هستند که با خیالی آسوده، بر صندلی های خود نشسته و مشغول تماشای تلویزیون و غرق در گوشی های هوشمند خود هستند. براستی چند نفر از این سیاستمداران از مناطق محروم و فقیرنشین بازدید کرده اند؟ چه برسد به صحبت کردن با آن ها. افرادی که آلستون با آن ها صحبت کرده بود، تعداد زیادی بودند که در فقر متولد شده و رشد یافته بودند و یا کسانی بودند که بنابر دلایلی خارج از کنترل آن ها، نظیر ناتوانی های جسمی و روانی، طلاق، فروپاشی بنیان خانواده، بیماری، کهولت سن، حقوق ناچیز، و یا تبعیض در بازار کار، دچار فقر شده بودند.

فقر در آمریکا منحصر به نژاد و یا سن خاصی نیست. در آمریکا علاوه بر سیاه پوستان و اسپانیایی ها، سفیدپوستان، آسیایی ها و نژادهای دیگر نیز از فقر رنج می برند. از سوی دیگر، اتوماسیون شدن بسیاری از سیستم ها منجر به بیکاری بسیاری از نیروهای جوان، علی رغم اطمینان آن ها از امنیت شغلی، شده است. در اقتصاد قرن بیست و یکم، با توجه به شکست های سنگین خارج از کنترل افراد، تنها عده محدودی می توانند امنیت خود در برابر ابتلا به فقر را تضمین کنند. "رویای آمریکایی شدن" به سرعت در حال تبدیل به "توهم آمریکایی شدن" می باشد، چرا که در حال حاضر آمریکا کمترین میزان پویایی اقتصادی را در میان کشورهای ثروتمند دارد.

میزان فعلی فقر در آمریکا

مسئله شدت و میزان فقر در ایالات متحده بحث برانگیز و گسترده است، اما در این گزارش آمار ارائه شده عمدتا بر اساس آمار رسمی دولتی اعلام شده توسط اداره آمار ایالات متحده می باشد. اداره آمار با استفاده از معیار معین آستانه فقر و یا سایر اقدامات رسمی در رابطه با فقر، به منظور تعریف مفهوم فقر و بررسی میزان آن در آمریکا، هر ساله اطلاعات به روز رسانی شده از آمار فقر در آمریکا را ارائه می دهد. بر این اساس، در سپتامبر 2017 از هر 8 آمریکایی یک نفر، معادل 40 میلیون نفر( 12.7 درصد) از جمعیت، در فقر زندگی می کردند. بیش از نیمی از این افراد در فقر شدید به سر می بردند که درآمد گزارش شده آن ها، از نصف آستانه فقر هم پایین تر بود.

 مشکلات ناشی از سیاست های موجود
هیچ معجزه ای برای از بین بردن ناگهانی فقر وجود ندارد، بلکه هریک از اعضاء و بخش های دولت باید این امر را از وظایف خود تلقی و در تصمیم گیری ها قلمداد کنند. این در حالیست که در کشور ثروتمندی چون آمریکا، مسئله مزمن فقر، یک تصمیم سیاسی است که توسط قدرتمندان اتخاذ می شود و با اراده دولت از میان برداشته می شود. سیاست های طراحی شده برای از بین بردن فقر شامل مواردی چون تصمیم گیری های دموکراتیک، سیاست های اشتغال کامل، حمایت اجتماعی برای افراد آسیب پذیر، یک سیستم عدالت منصفانه و تاثیرگذار، برابری جنسیتی و نژادی و رعایت کرامت انسانی می باشد که متاسفانه در حال حاضر، آمریکا هیچ یک از این موارد را رعایت نمی کند.

سنگ بنای جامعه آمریکا، دموکراسی است. اما این امر به طور پیوسته کمرنگ تر می شود. قانون "هر فرد یک نظر" در حد یک نظریه بوده و در عمل دیده نمی شود. در دموکراسی، وظیفه دولت باید تسهیل مشارکت سیاسی باشد؛ با اطمینان از این موضوع که همه شهروندان بتوانند رای داده و رای هیچ کس بر دیگری برتری نداشته باشد. در آمریکا قانون حبس سریع عده کثیری از بزهکاران وجود دارد، قانونی که اکثرا شهروندان سیاه پوست را تحت تاثیر قرار می دهد، چرا که آن ها کسانی هستند که به دلیل نژادی که دارند، در صورت هرگونه عملکرد اشتباه از سوی آن ها، به صورت کاملا ناعادلانه، به طور خاص مورد محاکمه و مجازات قرار می گیرند. علاوه بر این، در برخی موارد نیز افرادی که همه بدهکاری های خود را پرداخت کرده اند، تا زمانی که همه جرایم خود را تمام و کمال پرداخت نکنند، باز هم حق رای ندارند.

همچنین، مجازات های مخفی، شامل دستکاری حوزه های انتخاباتی به نفع گروه خاصی از رای دهندگان، اجبار در ارائه کارت شناسایی رای دهندگان، دستکاری موقعیت های پایگاه های رای گیری، و به طور کلی افزایش موانعی که افراد فقیر، اقلیت ها، و سایر گروه های طرد شده را از حق مسلم خود در خصوص رای دادن محروم می کند، وجود خواهد داشت.

یک توضیح کلی در این رابطه این است که صرف نظر از اینکه پس از برگزاری انتخابات در نهایت چه کسی برگزیده می شود، مردم در وضعیت زندگی و آسایش و رفاه خود هیچ گونه پپیشرفتی مشاهده نمی کنند؛ این موضوع در عدم مشارکت مردم در انتخابات بی تاثیر نیست. این در حالیست که یکی از مقامات دولتی، این عدم مشارکت را به دلیل بی تفاوتی مردم دانست. وی اظهار داشت زمانی که مردم در فقر هستند، در انتخابات شرکت نمی کنند.

دولت با این این استدلال که قشر فقیر باید به بازار کار برگشته و تنها به امید خدمات رفاهی نباشد، درصدد قطع خدمات رفاهی اندکی است که در حال حاضر به مردم ارائه می شود. این طرح پیشنهادی بر اساس این ادعاست که در حال حاضر موقعیت های شغلی فراوانی برای همه افراد در جامعه، حتی با تحصیلات پایین، ناتوانی و سوء پیشینه، موجود می باشد. دولت معتقد است با اشتغال افراد در این موقعیت های شغلی، آن ها از خدمات و کمک های دولت بی نیاز خواهند شد. این در حالیست که مصاحبه های آلستون با کارگران، خلاف این امر را نشان داده و بیانگرشرایط سخت زندگی آن ها با دستمزدهای بسیار پایین است. در رابطه با بازار کار، واقعیت با آن چه که نشان داده می شود بسیار متفاوت است، مدت طولانی است که نرخ اشتغال به کار در آمریکا سیر نزولی دارد. به طور مثال، تا سال 2017 تنها 89 درصد از مردان 25 تا 54 ساله مشغول به کار بودند.

کودکان فقیر
تعداد شگفت آوری از کودکان در آمریکا در فقر به سر می برند. در سال 2016، 18 درصد از کودکان، حدود 13.3 میلیون نفر، در فقر بودند؛ این آمار یعنی 32.6 درصد از کل جمعیت افراد فقیر کشور. از میان این افراد، 31 درصد کودکان سفیدپوست، 24 درصد سیاه پوست، 36 درصد اسپانیایی، و 1 درصد نیز کودکان بومی هستند. در رابطه با  نوزادان و کودکان نیز، 42 درصد کودکان سیاه پوست، 32 درصد کودکان اسپانیایی و 14 درصد کودکان سفیدپوست می باشند. فقر در کودکان به شدت از بحران مسکن در آمریکا تاثیر می پذیرد. حدود  21 درصد از افراد بی خانمان، کودک هستند؛ اگرچه اکثر این کودکان بی خانمان در پناهگاه ساکن هستند، ولی بی ثباتی داخلی، اخراج از پناهگاه ها، و جابجایی های زیاد، بر روی تحصیلات و سلامت جسمی و روانی این کودکان تاثیر منفی می گذارد.

 پنهان کردن مشکل با روی آوردن به مجازات
در بسیاری از شهرها، افراد بی خانمان در واقع به خاطر وضعیت زندگی شان مجرم شناخته می شوند؛ کارتن خوابی، نشستن در اماکن عمومی، تکدی گری، و موارد متعدد دیگر، از عواملی هستند که آن ها را مورد تهاجم قرار می دهد. بر اساس گزارشات، در اسکید رو، بین سال های 2011 تا 2016، تعداد 6696 نفر از افراد بی خانمان دستگیر شده اند. در بسیاری از شهرها، سیستم عدالت کیفری، با کسب درآمد از طریق جریمه ها  و ذخیره برای سیستم عدالت و سایر برنامه ها، افراد فقیر را بیشتر در فقر فرو می برد.

در واقع، استفاده از سیستم قانونی نه برای برقراری عدالت بلکه برای بالا بردن درآمد در سراسر کشور دیده می شود. این جریمه ها تنها فقیرترین اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. یکی دیگر از اقداماتی که قشر فقیر جامعه را با مشکل رو به رو می کند، وثیقه های سنگین برای متهمانی است که در انتظار محاکمه به سر می برند. در این میان، متهمان ثروتمند با گذاشتن وثیقه به راحتی آزادی خود را به دست می آورند، در حالی که افرادی که توانایی ارائه وثیقه را ندارند در حبس باقی مانده و با عواقبی نظیر از دست دادن شغل، مشکلات نگهداری از فرزندان و تعویق در پرداخت اجاره رو به رو خواهند شد که  این موارد، خود باعث تشدید فقر در این افراد می شوند.

 ماهیت جنسیتی فقر
 آمار بسیار بالایی از زنانی که به خاطر فقر بار سنگینی از مسئولیت های زندگی را به دوش می کشند، در دست است. این زنان در مقایسه با زنان معمولی، بیشتر تحت خطر خشونت، آزار و اذیت جنسی، تبعیض در بازار کار و ... قرار دارند. تعداد کودکانی که تحت سرپرستی مادران خود و در فقر شدید هستند، از 100000 نفر در سال 1995 به 895000 در سال 2011 و 704000 در سال 2012 افزایش داشته است. قانون های مرد محور، به ندرت به عواقب اقداماتی که در رابطه با قطع خدمات رفاهی از سوی دولت اعمال می شود، توجه می کنند. در واقع، در رابطه با قشر فقیری که در آن ها زنان سرپرست خانوار هستند، به کمترین مسئله ای که پرداخته می شود این است که سیاست های ریاضت اقتصادی که خدمات ارائه شده توسط دولت را کاهش می دهند، بار بسیار سنگینی را بر دوش سرپرستان خانوار، بویژه زنان، قرار می دهد.

ملاحظات

1.روزنامه گاردین با انتشار مقاله ای در 25 آذر 96 نوشت: با وجود فقر گسترده در آمریکا، در حال حاضر دولت این کشور بخش زیادی از بودجه این کشور را صرف اهداف نظامی می‌کند. در زمان جنگ ویتنام نسبت بودجه نظامی به بودجه برنامه‌های فقرزدایی 2 به 1 بود، اما حالا این نسب، 4 به 1 رسیده است. در این مقاله همچنین آمده است که مسیحیان انجیلی در آمریکا به شدت از فقر رنج می برند که این موضوع همواره از سوی مسئولان و رسانه های این کشور نادیده گرفته می شود.

2. نشریه اورشلیم پست نیز در آبان 96 نوشت: از هر 11 کودک آمریکایی، 1 نفر یعنی در حدود 6.5 میلیون نفر در سطح کشور در فقر شدید زندگی می کنند. یک پنجم افراد نوزاد تا مرحله پیش دبستانی که حدود 4.2 میلیون نفر هستند، با توجه به پیشرفت های نوین این عصر، در معرض فقر هستند.

کد مطلب: 61708
زمان انتشار: سه شنبه 12 دی 1396 - 09:27:50
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 9-1

دیگر مطالب